به یادگار، خطی بنگار ۵-۲
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 3:59
پیانیست ( نوازنده ) ۲
پهندشت آرزوها
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:11
وبلاگ که می خواستم بزنم، برایش دنبال اسم می گشتم. اسمی که با هربار دیدنش، جانم تازه شود و شوق بگیرم برای باز کردن صفحه اش.
به یادگار، خطی بنگار ۳
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
مرا فقط ورق نزن بخوان مرا
فیلم حکایت عاشقی 1
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
من پیش از جنگ زاده شدم، با جنگ زبان باز کردم و در طول هشت سال دفاع مقدس، رشد کردم.موسیقی زندگیم در آن موقع ها مارش نظامی و نوحه ی آهنگران بود و آژیرهای قرمز و سفید بانگ آماده باش و راحت باشم بودند. احساسم نسبت به جنگ چنان احساسی است که اگر بتوانم روزی بنویسمش باید به خودم آفرین بگویم. همین قدر بگویم...
به یادگار، خطی بنگار ۴
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
بهار گونه آمدم به پیشواز تو پر از گل و شکوفه آمدم به پیشواز تو قسم به گردنم که روی شانه کج شده برهنه پا دویده ام به پیشواز تو . . . چرا نیامدی؟! . . . نیامدی بهار من در انتظار تو بهار من خزان شده به پیشواز تو
به یادگار، خطی بنگار ۵
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
پیانیست ۱
وا دل من وا دل من
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
دلم یک جزیره می خواهد جایی دور که هنوز پای روابط پیچیده ی انسانی به آن باز نشده باشد. جایی که خنده فقط خنده باشد و اشک فقط اشک. جایی که هر حرف فقط یک معنی بدهد دلم بکارت روزهای ، انسان نخستین را می خواهد
شهریور عزیز
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
شهریور عزیز کی تمام می شوی من منتظر پاییزم.
یادگار دوست
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
پشت در ساختمان کانون پرورش فکری منتظر نشسته ام تا کلاس سپیدار تمام شود و به خانه برگردیم. فراغتی دست داده برای نشستن. داشتم بیرون را نگاه می کردم که دختر خانمی چادری رد شد که دستش سه تا بادکنک رنگی رنگی داشت. باز من بادکنک دیدم و یاد فرانک افتادم. فرانک همکلاسی من در دانشکده بود. شاید من تنها دوستش ...
انگورانه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
برایمان از ولایت، انگور فرستاده اند. دیروز رفتم و انگورها را تحویل گرفتم. شسته و تمیز، منتظر من بودند تا برشان دارم و بیارمشان خانه. هر حبه را که برمی داشتم، خاطره ی آن روز زیبا برایم تکرار می شد و با ترکیدن هر حبه زیر دندانم، آن خاطره از هم می پاشید و با دانه ی دیگر دوباره شکل می گرفت. انگار که سنگ...
پاییز صداش نیومد ولی تصویرش رسید
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:10
خب به مدد تلگرام عکسهایی امروز به دستمان رسید که چشممان را خیره کرد و دلمان را هوایی. کاش بتوانم امسال هم چون پار، به انارچین بروم وگرنه که چون پیرار و سالهای پیشتر از آن باید بنشینم که آیا یک صندوق انار کسی می فرستد یا حسش را ندارند و خودشان جای ما را خالی می کنند. صفایی دارد برای ما شهرنشین ها راه...