ملاقات با آقای نویسنده
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:06
از مزایای غیر مشهور بودن آن است که کسی تو را نمی شناسد ولی تو آنها را می شناسی.امروز به کتاب فروشی یک آقای محترم نویسنده رفتم تا هدیهای فرهنگی تهیه کنم. انتخاب اولم همین جا بود چون هم محیط فرهنگی بود و هم خیالم راحت بود خانم خوش برخورد پشت دخل، همیشه ماسک دارد. وارد که شدم به جای خانم خوش بر خورد آق...
باز بینی یک فیلم برای اینکه بشوره ببره ...
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:06
مدتها بود فیلم گورکن بهم سقلمه می زد که ببینمش. بازی ویشکا آسایش رو دوست دارم و امیدوار بودم در کنار حسن معجونی ، اگر نه یک شاهکار، یک اثر قابل قبول * رو ببینم.فیلم گورکن اما از همه نظر ضعیف بود. یک. بازیها بدون ایجاد هیچ احساسی در بیننده انجام شده بود. فیلمی که باید پر از کش و قوسهای عاطفی باشد، مث...
فقط محض اطلاع
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:06
سوال ۱) آیا اسم نیما یوشیج، علی اسفندیاری است؟جواب : اسم ایشان علی بوده ولی نام فامیل در اولین شناسنامهی ایشان یوشیج درج شده. پدرشان هم مشهور به ابراهیم نوری( منسوب به نور مازندران)، بوده اندسوال۲ که کمی تا قسمتی مهمتر هم هست) آیا نیما پدرِ نوینِ شعر فارسی یا شعر پارسی است؟جواب: خیر. ایشان پدر شعر ...
جمعه ی ما
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
دلگیرمحال کسی را دارم که بعد از بستن چمدان، سفرش کنسل می شود.
اندر مزایای زود خوابیدن
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
بله... جونم براتون بگه که از دوران طفولیت در گوش ما خوندن که شبا باید زود خوابید. ما هم حرف گوش کن... دیشب زود خوابیدیم و فهمیدیم چقدر خوبه... فقط چون از قبل از سه صبح بیدار شدیم و هنوز هم خوابمون نبرده نمی دونیم فردا رو چطور آغاز خواهیم کرد. امضا: یک عدد جغد
نگاه کن که چه برفی می بارد
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
اگر بخواهم رنگی برای دوران نوجوانیم انتخاب کنم، چیزی شبیه آبی آسمانی خواهد بود، همان قدر سرد، همان قدر بی احساس.آسمان نوجوانی ما با زمینش یک رنگ بود و کمتر پدیده ای در آن دوران می توانست جرقه ای از شا
آرزو نامچه
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
خب جونم براتون بگه که الان بحث داغ روز ویروس کرونا هستشداشتم فک می کردم قبل از ابتلا به کرونا و رفتن در لیست دو درصدی چه آرزوهایی دارم... اگر طی چند هفته ی آتی این وب آپ نشد، از خوانندگان محترم استدعا
آش شله قلمکار
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
بله کار نیکو کردن از پر کردن استامیدوارم درست شده باشه
روز جهانی زن
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
انسانهای محترمروزتون مبارکاگر از احوالات ما خواسته باشید امروزمان صرف شستن درهای کابینت و کف آشپزخانه شد و در حال حاضر آنقدر برق می زنند و بوی تمیزی می دهند که عید نوروز می تواند از همین جا و در همین
مراقبه
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:06
خب، جونم براتون بگه که برای اولین بار در زندگیم بنا به دعوت یکی از دوستان در یک برنامه ی مراقبه ی بیست و یک روزه شرکت کردم به نام مراقبه ی فراوانی.علت دعوت ایشون این بود که چون تعطیل هستیم و وقت اضافه میاریم اینجوری کمی وقتمون پر بشه. البته برای من که خانه دار هستم از نظر وقت چندان فرقی نکرده، اما ح...
من زاده ی خاور میانه ام
-
تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 23:41
شب است و هم زمانبغداد، دمشقو من را می زنند می نشینم رو مبلدکمه را فشار می دهمکه شکنجه گرم را روشن کنم اخبار چیزی از من نمی گویداخبار اخبار را می گوید که خبرها را پنهان کند شب است و مورچه ها دارنداندوه
یه روز از همین روزا
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 14:33
هوا طوری آلوده بود که می شد حدس زد تا آخر هفته تعطیل است.روز شنبه زدیم به چاک جاده، جایی بودیم هم نفس گاوها و هم آوای صدای سگهای ولگردامروز در راه برگشت به خودم قول دادم از تهران بروم. کجایش مهم نیست... سرم حتی با خوردن دوتا بروفن هنوز درد می کند. پنجره ها را نمی توانم باز کنم و به قول اخوان به جز پ...
نامه نگاریهای دو شاعر
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 14:33
يقول غسان كنفاني :أنتِ جبانة، تريدين ان تكوني نصف الأشياءلا تريدنني ولا تريدين غيابي.فترد غادة السمان :لأنني تعلمتُ ألاّ ألتصق بك تمامًا كي لا تزهد بي و لا ابتعد عنك تمامًا كي لا تنساني.يرد غسان قائلً
شعری از مایاکوفسکی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:11
ای آدمهادردم میدهیداما عزیزتان میدارمنزدیکتان میدانمآیا ندیدهایدلیسهی سگ رابردستِ سنگ انداز؟!منامروزمسخره ی عالمممضحکهی خاصبه قصهای مانندمملالآوربیمعناامامنمیبینمعبورِ آن کس راکه هیچکس نمی
اگر از احوالات ما جویا باشید
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:11
اگر جویای احوالات ما هستید بهترست که نباشید. آدم معمولا جویای چیزهای خوب است و حال ما این رورها خوب نیست. دانش آموزان همچنان در تعطیلات کریسمس بنزینی هستند، شهر بوی فاضلاب لندن را می دهد و هوا عین پوم
نقد شعر
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:11
قبل از اینکه نقد را بخوانید بگویم که این شعر خیلی شبیه خودم بود. البته این را بعد از نقد استاد متوجه شدم و فهمیدم که چرا اینقدر دوستش دارم علی رغم تمام اشکالاتی که به حق به آن وارد شده است.بین من و حقیقت همیشه فضایی اثیری بوده چیزی نامرئی که مرا از زمین بلند می کند و معلق در هوا نگاه می داردسپاس از ...
حال همه ی ما خوبست اما تو باور مکن
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:11
همین تیتر گویای همه چیز استدفتر شعر معاصر بر مدار همین تلخکامیها می چرخد و سروده می شود
دلهره ی مدام گریختن
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:11
چرا همیشه احساس می کنیمچیز کمی از دست داده ایمو هنوز توان آن را داریمکه بهتر درهم کوبیده شویمدر برابر آن چه فردا از راه می رسدانسان زمان راو زمان انسان رامی فرسایدمیان این همه خالی و بی جانهمچون هوای
کماندوی پیر
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:11
امروز را تقریبا به کل، در بیمارستان گذراندم. اگر گذارتان به بیمارستانهای ایران بخش کلینیک هایش افتاده باشد حتما در جریان طولانی بودن زمان انتظار هستید، فلذا به آن بخش نمی پردازم.یکی از عادتهای من یا ش
بانوی سالخورده
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:11
پیرزن نای حرف زدن نداشت اصواتی مثل بغ بغوی کبوتر جفت گم کرده از ته گلویش بیرون می آمد و سرش بی آنکه بر شانه بند شود، مثل کبوتر تیر خورده یکوری روی شانه اش افتاده بود. چروکهای صورتش نرم و لطیف دورادو